ولی خب خیلی آبش سرد بود یخ زدم یبار رفتنی تو آب افتادم یه بارم برگشتنی
تنگه ی اول و که رد کردیم نشستیم برای ناهار ،بعد ناهار رفتیم به سمت تنگه ی دوم ، خیلی خیلی آبش سرد
بود ، آخراش دیگه حالم بد شده بود تا موقعی که لباسامو عوض کردم یکم بهتر شدم ولی با این حال لباسای
توی کوله م هم خیس شده بود مجبور شدم همونارو بپوشم ولی خب تو ماشین یخ زدم 
تو راه هم همکارای آقا هممونو خیس کردن من که مانتوم کلا خیس شده بود
گفتم توروخدا رو من آب نریزید که دیگه حرف گوش دادن و نریختن
در کل خیلی خوب بود
| چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶| ۱۰:۵۸ ب.ظ|❤ رَهــــــآ ❤|
برچسب:
نویسنده: کاوه رحمانی